هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

433

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

او نيز به مدينه بازگشت و بازگشتش ، مسلمانان را نگران ساخت و مطمئن گرديدند كه معاويه عقب نمىنشيند و مسلما جبههء تازه‌اى عليه دولت نوپا در شام ، خواهد گشود و همهء امكاناتى را كه طى بيست سال كارگزارى خود فراهم آورده بود در اين راه به كار خواهد گرفت . چنين نيز شد و پيراهن عثمانى را كه خود و خانواده‌اش با سياستهاى خانه خراب كن خويش به قتلش يارى رسانده بودند ، و خود با تنها گذاشتن عثمان در هنگامى كه بيشترين نياز را داشت از ياريش سرپيچيده بود ، علم كرد و در اين كارزار از دار و دستهء سه نفرهء طلحه و زبير و عايشه بهره‌گيرى كرد و اموال هنگفتى براى تأييد و پشتيبانى از آنان ، مبذول داشت و آنان را به مخالفت بيشتر تحريك كرد و به انواع كمك و حتى جلب بيعت ايشان در شام و اطراف آن ، پشت‌گرمى بخشيد . در شرح نهج البلاغة ، آمده كه على ( ع ) طى نامه‌اى به معاويه برايش نوشت كه مردم بدون رايزنى با من عثمان را به قتل رساندند و با مشورت و اجماع خود با من بيعت كردند و هنگامى كه نامه‌ام به تو مىرسد با من بيعت كن و پيش از خود ، بزرگان شام را نزد من گسيل دار . و هنگامى كه فرستاده به حضور معاويه رسيد و نامه را خواند مردى از عميس را با وى گسيل داشت كه نامه‌اى به زبير بن العوام همراه داشت كه در آن نوشته بود : براى بندهء خدا امير المؤمنين زبير بن العوام از معاوية بن ابى سفيان سلام عليك ، اما بعد بدان كه من بيعت اهل شام را با تو بدست آوردم و آنها لبيك گفته‌اند و كاملا گوش‌بفرمانند كوفه و بصره نيز كه در اختيار تست و على بن ابى طالب پيش از تو به آنجا راه نخواهد يافت و پس از اين دو شهر ( كوفه و بصره ) ديگر جايى باقى نمىماند و براى طلحه نيز بعد از تو بيعت گرفته‌ام و شما دو نفر ، به خونخواهى عثمان برخيزيد و مردم را بدان فراخوانيد شما سعى و تلاش خود را به كار بنديد برايتان از خداوند آرزوى پيروزى و براى دشمنان شما آرزوى نابودى و شكست دارم . راوى مىافزايد وقتى نامه به زبير رسيد خيلى خوش‌حال شد و طلحة را نيز در جريان گذارد و به تعبير راوى هيچ شكايتى از رهنمونى معاويه به آنها ، نكردند . در اينجاست كه به نظر مورخين ، وقتى طلحة و زبير از داشتن سهمى در قدرت ، مأيوس گشتند و مطمئن شدند كه در پرتو حكومت تازه ، چيزى از خواستهايشان برآورده نمىشود مخالفت كردن و شورش را مخفيانه ، در پيش گرفتند ؛ عايشه نيز پس از دريافت خبر كشته شدن عثمان و خليفه شدن على ( ع ) در پى بىآن - همچنانكه گفتيم - به مكه بازگشت و در آنجا اقامت گزيد و كين‌توزان بنى اميه و عبد اللّه بن عامر الحضرمى